خوب
امسال پاییز مزهء شیر کاکائو میده + بسیکوییت های بای
........
چه بارون خوبی گرفت صبح . تندی شالو کلاه کردمو خودمواز خونه پرت کردم بیرون.قدر هر قدمی که با بی خیالیو درگیر هیچ چیز نبودن بر میداشتم میدونستم...
آز اینهمه آدمی که نگاه کردم فقط یه خانومه بود که از بارون ذوق زده بود.اونم مثه من چتر نداشت!
از هم خندمون گرفت.
.........
من لامینور هفتم!!!
..................
وای خدای من با تموم وجودم شکرت... چه لحظه هاییه! ترکیب فوق العاده ایه از همه چیز...
...............
اگه هوا همیشه اینطوری بود هیچوقت دلم واسه هیچ آدمو هیچ چیزی تنگ نمیشد!کجای دنیا هست که اینجوری باشه خدایا؟
..............
امروز صدایی که با من حرف میزد صدای وجدان کیوون بود. هر چی که به خودم میگفتم با اون صدا میشنیدم!![]()
........
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 11:0  توسط الی
|
